محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
400
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
آن پديد آيد و درد در زهار كه محل مثانه است ظاهر شود ، ليكن بدانند كه عسر بول و درد مثانه آنگاه پديد آيد كه سنگ در عنق آن افتد . و علت حصات بيشتر موروثى بود . علاج : جهت تليين مجارى و تسكين وجع خسك و بابونه و خطمى و كرفس و شبت و كرنب و پرسياوشان و قرطم نيم كوفته و حلبه و برگ اسبغول و خرفه و بنفشه و برگ كنجد و بيخ خبازى و برگ آن و بيخ خطمى و برگ آن و بيخ و شاخ خارخسك ، هر چه از اينها دست دهد بجوشانند در آب بسيار و بيمار را در آن نشانند به نوعى كه آب تا كمر باشد و به اندك ، آب نيمگرم بود و شبانه روز دو سه نوبت اين عمل بكنند و تا كه آب سرد شود طفل را در آن بدارند و بعده بيرون آرند و بدن با منشفه خشك سازند . و روغنهاى مُفَتّت الحصات چون روغن عقرب و روغن خسك و روغن بابونه و مانند آن در كلوى بر كمر و در مثانى بر عانه بمالند و تقطير اين روغنها در احليل و حمول آن به مقعد ، مثانى را نفع دارد . و شرب مدرّات هر دو را مفيد اما بعد تنقيه . و بايد دانست كه مدرّات آن وقت دهند كه مريض در آبزن باشد و آنجا كه سبب عسر بول ، سنگ مثانه بود . نيكترين حيل آن است كه بيمار را بر پشت خوابانند و هر دو پاى او را بردارند و عانه را بمالند ، از اسفل به اعلى ، تا سنگ كه در عنق مثانه بند شده است و حبس بول كرده در جوف مثانه آيد و مجرى بكشايد و به فراغت آيد . و هر گاه سنگ در قضيب بند شده باشد و آن از غمز محسوس مىشود ، بايد كه قضيب را در آب گرم نهند و لعابهاى مناسبه و روغنهاى موافقه را در احليل چكانند و آهسته آهسته آلت را از دست مالند به طرف قدام تا كه سنگ مستخرج شود . و اگر در اين هنگام درد غلبه كند و بيمار مضطر گردد و به تخدير حاجت آيد ، فلونيا مجرب . و مانند آن هر چه مخدِّر بود ، چون دواى لفاحى و برشعشا و ترياق كهنه كه به قوت افيون آمده باشد بدهند . و اگر هيچ تدبير سود ندهد و سنگ از مجراى قضيب برنيايد و از شدت احتباس و درد خوف هلاك روى نمايد به جراح واثق رجوع آرند تا قضيب را از محل مقصود از آنجا كه معمول است بشگافد و سنگ برون آرد . و از ادويه مدره آنچه گرم بود ، تخم كرفس است و باديان و انيسون و صعتر و شونيز و هليون و آنچه سرد بود ، تخم خيارين و خسك و هندوانه و تخم كدو و كاكنج و آنچه معتدل باشد ، پرسياوشان و فوه و تخم خرپزه از اينها هرچه مناسب مزاج دانند بدهند ، ليكن مُدرّات گاه گاه دهند كه دوام آن ضرر دارد و بهتر آن است كه بعد تليين شكم دهند . و بهترين مليّنات كه حصات را نفع دارد اين است : سپستان ، انجير ، اصل السوس ، خطمى ، هر يك به قدر حاجت بگيرند و جوش دهند و صاف كرده ، مغز فلوس و ترنجبين حسب احتياج در آن حل كنند و صاف نموده بدهند . و بدانند كه طبيخ خطاطيف جهة دفع حصات و عسر بول به غايت مجرب است . بگيرند خطاطيف كه آن را ابابيل گويند و ذبح كنند و بال و پر آن را دور سازند و به آب كرفس و روغن بادام بپزند و كشنيز و دارچينى و خولنجان نيز افزايند و طبخ آن بدهند . و اين دوا بعد تنقيهء بدن فائده تمام دارد و ملاك